فرهنگ و ادبیات عامه

فرهنگ و ادبیات عامه

تحول معنایی نماد مار در کلیله و دمنه و هزار و یک شب: بررسی تطبیقی دو سنت روایی در حوزهٔ زبان و ادب فارسی از منظر تکامل فرهنگی و نظریه میم‌ها

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشکده هنر دانشگاه شهرکرد
2 کارشناس آموزش متوسطه دبیر آموزش و پرورش ناحیه 1 چهارمحال وبختیاری ایران
10.48311/cfl.2026.121083.82905
چکیده
نمادها بعنوان کانون‌های اصلی نظام‌های معنایی فرهنگ، نقشی محوری درانتقال وبازتولید روایی جوامع ایفا می‌کنند. درمیان نمادهای حیوانی، مار بدلیل ویژگی‌های زیستی خاص خود، همواره بامفاهیم متضادی همچون جاودانگی وباروری درکنارفریب ومرگ پیوندخورده است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل تحول معنایی نمادمار دردوسنت روایی کلاسیک درحوزه زبان و ادب فارسی، یعنی کلیله ودمنه (اثری مستقل در ادب فارسی) و هزار و یک شب (روایتی که از طریق ترجمه فارسی طسوجی به حافظه ادبی فارسی‌زبانان راه یافته است)، بارویکرد میان‌رشته‌ای واز منظر تکامل فرهنگی و نظریه میم‌هاست. این مطالعه باروش «تحلیل محتوای کیفی ساختاریافته» به ارزیابی ۱۰ حکایت منتخب که مار در آن‌ها نقش روایی فعال دارد، پرداخته . ابزارتحلیل دراین پژوهش، «ماتریس ارزیابی کیفی شاخص‌های تکاملی» شامل پنج شاخص اصلی: سادگی پیام، شدت تهدید، تجربه‌پذیری، رسانه‌پذیری و برانگیختگی هیجانی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نماد مار به مثابه یک میم فرهنگی پویا، دردو واریانت روایی کاملاً متمایز — اهریمنی/تهدیدگر و مقدس/یاریگر — بازتولید شده است. ازمجموع روایت‌های بررسی‌شده، واریانت اهریمنی غلبه آشکاری دارد. تحلیل کیفی لایه‌های متنی تبیین می‌کندکه میم مار اهریمنی بدلیل هم‌افزایی با ممپلکس‌های قدرتمندی همچون «ترس از مرگ»، «نیاز به بقا» و «وضوح اخلاقی»، شاخص‌های تکاملی را دربالاترین سطح ممکن (برجسته) پاس می‌کند. درمقابل، واریانت مقدس/یاریگر بدلیل پیچیدگی تماتیک، طولانی بودن پیرنگ وبار هیجانی ضعیف‌تر، در فرآیند انتقال فرهنگی دچار ریزش شده و به حاشیه رانده شده است. درمجموع، نتایج تایید می‌کند غلبه تصویر منفی مار درفرهنگ عامه، محصول ویژگی‌های ساختاری روایت‌ها وسازوکارهای انتخاب طبیعیِ فرهنگی براساس تمایلات شناختی-عاطفی انسان است.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 03 مهر 1405