فرهنگ و ادبیات عامه

فرهنگ و ادبیات عامه

فنری‌سازی روایی، تکنیکی در رمانس‌عام‌ ایرانی (براساس جلد چهارم و پنجم داراب‌نامۀ بیغمی‌)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 زاهدان _بلوار بعثت _بعثت ۴ _کوچه مختار
2 ایران، زاهدان، دانشگاه سیستان و بلوچستان
10.48311/cfl.2026.118704.82855
چکیده
چکیده
یکی از شیوه‌های مهمِ روایت‌سازی شرقی، شیوه تودرتو یا اسلیمی است که در آن روایت با ظهور شخصیت‌های جدید (فرزند، نوه، عیاران، یاریگران) گسترش می‌یابد و می‌توان آن را فنری‌سازی روایت نامید. این شیوه از روایات ابوطاهر طرطوسی (قرن ششم) آغاز شده و در عصر صفوی به اوج رسیده است. تقریباً تمام روایات شناخته‌شده دورۀ صفویه تداوم روایات پیش‌از خود هستند و از این الگو تبعیت ‌می‌کنند. رمانس‌عام «بهمن‌شاه‌نامۀ» بیغمی دنبالۀ «فیروزشاه‌نامۀ» همین پردازنده است ‌که پس‌از آفرینش «داراب‌نامه» دو جلدی خلق شده‌است. در پژوهش‌حاضر کوشش ‌می‌شود به‌روش توصیفی_ تحلیلی از نوع اسنادی، فرایند فنری‌سازی بررسی‌گردد تا ابعاد انگیزشی پردازنده و مخاطب عام شهری در عصر صفوی بررسی ‌گردد. حاصلِ کار نشان‌می‌دهد که ساختار روایی رمانس‌عام «بهمن‌شاه‌نامه» به‌عنوان جلد چهارم و پنجم داراب‌نامه و دنبالۀ فیروزشاه‌نامه، بر الگویی غیرخطی استوار است‌، که در آن خویشکاری‌های بنیادین روایت، منطبق با الگوی پراپ، در چرخه‌های پی‌درپی تکرار می‌شوند. این چرخه‌ها هربار با تغییر اشخاص، پیرنگ را به‌صورت مارپیچی پیش‌می‌برند که باعث شکل‌گرفتن پایان‌موقت و آغاز روایت‌های تازه می‌شود. نیز ذوق و درخواست مخاطب و نیز نگرش و مهارت پردازنده در اسپیرال‌سازی روایی نقش اساسی در عام‌سازی روایت برای مخاطب عصر صفوی داشته ‌است.

کلیدواژه‌ها: ادبیات‌روایی‌عامه، رمانس‌عام، اسپیرال‌سازی، بهمن‌شاه‌نامه، محمد بیغمی، عصر صفوی
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 24 مرداد 1405