فرهنگ و ادبیات عامه

فرهنگ و ادبیات عامه

بازنمایی سبک‌های فرزندپروری در قصه‌های عامۀ رایج در فرهنگ بختیاری با تأکید بر نظریه بامریند

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد
3 دانشیار گروه مشاوره، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران
10.48311/cfl.2026.117872.82839
چکیده
بامریند، براساس میزان پاسخ‌دهی و کنترل‌گری والدین، به بررسی سبک‌های فرزندپروی والدین پرداختند که از نظر وی، سبک مقتدرانه، کارآمدترین شیوۀ فرزندپروری است. در این پژوهش نیز هدف، تحلیل سبک‌های فرزندپروری در بیست و هشت قصۀ عامۀ رایج در فرهنگ بختیاری، براساس نظریۀ بامریند و برمبنای تکنیک تحلیل محتواست. یافته‌های پژوهش، نشان می‌دهد در این قصه‌ها، سبک فرزندپروری، بیشتر شبیه به سبک فرزندپروی مقتدرانه است و چون آثار تربیتی این سبک، مانند مسؤولیت‌پذیری، استقلال، فرمان‌بری و داشتن اعتماد به نفس، با ارزش‌های حاکم بر ساختار ایل، مثل کنترل کردن، در عین داشتن همبستگی و روابط گرم، همخوانی دارد، بازنمایی آن نیز مثبت بوده است. در مقابل، بازنمایی سبک‌های فرزندپروری مستبدانه، سهل‌گیرانه و غافلانه منفی بوده‌است؛ زیرا آثار تربیتی آن‌ها، با ارزش‌هایی چون همبستگی، نقش فعّال والدین در شکل‌دادن به شخصیت کودکان و کنترل بالا سازگار نیستند و با ایجاد احساس ناامنی، اضطراب، بی‌مسؤولیتی و خودمحوری، انسجام ایلی را تضعیف می‌کنند. از نظر سنخ‌شناسیِ سبک فرزندپروری والدین، سبک مادر، بیشتر مقتدرانه و مادرخوانده، بیشتر مستبدانه و غافلانه بوده که هدف از نسبت دادن این سبک‌های فرزندپروری، همراه آثار منفی آن‌ها به مادرخوانده، نقد موضوع چندهمسری است. چون در فرهنگ‌های سنتی، پدر در امور فرزندپروری دخالت چندانی ندارد، سبک‌ غافلانه بیشتر به وی نسبت داده شده است. از نظر تأثیر جنسیت بر سبک فرزندپروری، باید گفت سبک فرزندپروی مقتدرانه، بیشتر برای پسر و سبک فرزندپروری مستبدانه، بیشتر برای دختر استفاده شده است که این امر، نشان می-دهد در فرهنگ بختیاری، پسر نیاز به پرورش مستقلانه‌‌تر و دختر نیاز به کنترل سخت‌گیرانه‌تری دارد.
کلیدواژه‌ها

موضوعات



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 21 اردیبهشت 1405