فرهنگ و ادبیات عامه

فرهنگ و ادبیات عامه

بررسی مضامین کهن‌الگوییِ تک‌اسطورۀ «قهرمان» در ادبیّات عامّۀ فارسی (با تکیه بر شش داستان بلند عامّه)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان
3 دانشیار بخش زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان
10.48311/cfl.2026.117196.82826
چکیده
اسطوره‌شناسان برجسته‌ای چون «جوزف کمپبل»، کهن‌الگویِ «قهرمان» را به عنوان محورِ اصلی، در مباحث اسطوره‌ای بررسی کرده‌اند. قهرمان نه صرفاً یک کهن‌الگویِ ساده، بلکه کلان‌اسطوره‌ای است که، در گونه‌های مختلف ادبی -از اسطوره و حماسه تا ادب عامّه- ویژگی‌های متفاوتی می‌پذیرد، امّا بسیاری از خصایصِ مشترک را حفظ می‌کند. این شباهت‌ها پیرامون هستۀ مرکزی‌ای شکل می‌گیرد که کمپبل از آن با عنوان «تک‌اسطورۀ قهرمان» یاد می‌کند. هدف این پژوهش شناساییِ مضامین مشترک پُربسامد مرتبط با تک‌اسطورۀ قهرمان در ادبیّات عامّۀ فارسی و تبیین کارکرد و چراییِ ماندگاری آن‌ها در ساختار روایت‌های عامیانه است. این پژوهش، با رویکرد نقد اسطوره‌ای- کهن‌الگویی و بر پایۀ نظریّۀ «تک‌اسطورۀ قهرمان» کمپبل و مفهوم «فردیّت» در روان‌شناسی تحلیلی «کارل گوستاو یونگ» انجام شده است. داده‌های پژوهش از طریق مطالعۀ کتابخانه‌ای و تحلیل متنیِ شش داستان بلند عامّه-ابومسلم‌نامه، داراب‌نامه، سندبادنامه، سمک‌عیّار، اسکندرنامه و فیروزشاه‌نامه- گردآوری و تحلیل شده است، تا مضامین مشترکِ مرتبط با قهرمان و دگردیسیِ آن‌ها از اسطوره به ادب عامّه بررسی گردد. یافته‌ها نشان می‌دهد که اگرچه قهرمان در ادبیّات عامیانه، بازتابی زمینی‌تر از قهرمان اساطیری است و از سرچشمه‌های مینویی خود فاصله گرفته است، امّا مهم‌ترین خویشکاریِ قهرمان، که در اسطوره دستیابی به «فردیّت» به‌مثابۀ کمال روانی و خودآگاهی است، همچنان در محور روایات باقی مانده و با جلوه‌های گوناگون، نمود یافته است. در پایان، پژوهش نشان می‌دهد که تفاوت‌های موجود نه در اصل ساختار قهرمان، بلکه در نحوۀ دگردیسی و بازتولید آن نهفته است؛ دگردیسی‌ای که بیانگر انطباق تک‌اسطورۀ قهرمان با نیازها، باورها و ذهنیّت جمعی در فرهنگ عامّۀ فارسی است.
کلیدواژه‌ها

موضوعات



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 21 اردیبهشت 1405